تبليغاتX
طوبي
از تشييع ۱۱۰ شهيد سرافراز مي‌آيم.

با رديگر فضاي كشور و شهرمان بوي شهدا به خود گرفت و بار ديگر راست قامتان هميشه جاويد آمدند تا به ما بگويند فراموششان نكنيم.

مردم اشك مي‌ريختند، من هم از ته دل گريه كردم اما نه براي شهدا كه آنها نياز به اشك‌هاي ما ندارند. من به حال خود گريه كردم كه چرا از ياد شهدا غافل شده‌ايم،چرا كه از كاروان شهدا جامانده‌ايم و چرا ؟؟؟

شهدا هرزگاهي مي‌آيند تا به ما بگويند راهي كه در پيش گرفته‌ايد همان راهي نيست كه ما آن را پيموديم. آنها هرزگاهي سري به ما مي‌زنند تا دستمان را بگيرند تا ما را بار ديگر در راه مستقيمي كه از آن منحرف شده‌ايم، بياورند.

شهدا هر چند يك بار مي‌آيند تا بگويند همه‌ جا هر حركتي انجام دهيد نگاهتان مي‌كنيم تا ببينيم تا چه ميزان به قولي كه به ما داده‌ايد عمل مي‌كنيد...به نظر من كه از راه شهدا و آرمان‌هاي آنها بسيار دور شده‌ايم.

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آذر 1384ساعت 13:31  توسط زهرا.ح  | 
  مدت زيادي است كه در خيابان‌هاي تهر ان افرادي را مشاهده مي‌كنم كه خانوادگي مشغول تكدي‌گري هستند.بگذريم از ساير كساني كه در گوشه گوشه تهران و شهرهاي بزرگ چهره بدي براي شهرها درست كرده‌اند.                                      

مشخص است كه اكثر آنها انسان‌هاي آبرومندي هستند كه به قولي كارد به استخوانشان رسده و از روي ناچاري و تنگدستي مجبور شده‌اند در خيابان‌ها در گوشه‌اي بنشينند و گدايي كنند. ديدن اين كه دختر و زنان محجبه‌اي در خيابان و در اين سرما چادر خود را روي صورت كشيده و دستشان از روي نياز دراز است انسان را متاثر مي‌كند. پدري كه از روي تنگدستي فرزندش را در محدوده خيابان وليعصر بر دوش مي‌گذارد و التماس مي‌كند به خاطر سير كردن شكم فرزندش به وي كمك شويد، سوالات زيادي در ذهن ايجاد مي‌كند. و يا دختري كه در خيابان برا آن كه دستش را به سوي نامحرمان دراز نكند به پاك كردن شيشه اتومبيل‌ها مي‌پردازد همه اينها نهيبي بر ماست كه آي انسان‌ها كه آرام نشسته‌ايد بر ساحل كسي در حال غرق شدن در درياست. آيا مقصر اين مسايل ۲۰ درصد از افراد جامعه نيستند كه ۸۰ درصد امكانات كشور را در اختيار خود قرار داده‌اند؟؟؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1384ساعت 15:40  توسط زهرا.ح  | 

سلام برسبلان عروس كوههاي ايران كه استواري و زيبايي‌اش باعث غرور و سربلندي ايرانيان است. سبلان با داشتن مردمي مهمان‌نواز، با محبت، باصفا، بي‌ريا، ساده، عاشق ايران و نظام، اما.. اما در عين پاكي و صداقت‎؛ محروم. محروم نه از جهت معنوي كه ايمان و اعتقادشان بر هيچ كس پوشيده نيست اما محروم از جهت امكانات مادي. براي من كه سه روز در خطه سرسبز و زيباي اردبيل بودم ديدن صحنه محروميت مردم اكثر شهرها و روستاهاي جزرآور و دردناك بود. در اين زمينه حرف براي گفتن زياد دارم. 

                                                          بازديد رييس مجلس از پروژه‌ي نيروگاه زمين‌گرمايي مشكين شهر/عكس:عليرضا صوت‌اكبر

 

در سه روزي كه در اردبيل بودم هر روز چشمانم را بر روي كوه پربرف اما استوار سبلان باز كردم و قدرت خدا را با تمام وجود درگردنه‌هاي زيباي حيران و دره‌هاي سرسبز بين جاده‌اي مشاهده كردم. استواري مردم خونگرم و با محبت اردبيل نگذاشت غربت و تنهايي را در اين سفر احساس كنم. جاذبه‌هاي ديدني و آثار باقي‌مانده از گذشتگان استان اردبيل براي من كه خود در شهرستاني تاريخي با قدمت چند صد ساله متولد شده و درآن جا زندگي مي‌كنم تازگي داشت.

 

 

                   بازديد رييس مجلس از بقعه‌ي شيخ صفي الدين اردبيلي/عكس:عليرضا صوت اكبر-ايسنا    بازديد رييس مجلس از بقعه‌ي شيخ صفي الدين اردبيلي/عكس:عليرضا صوت اكبر-ايسنابازديد رييس مجلس از بقعه‌ي شيخ صفي الدين اردبيلي/عكس:عليرضا صوت اكبر-ايسنا

 

 هر چند در اين سفر كوتاه به دليل مشغله كاري توفيق نشد اكثر بخش‌هاي ديدني اين استان را ببينم اما با عبور از كنار بيشتر شهرها و روستاهاي اردبيل نيز مي‌توانستم قدمت و بزرگي آنها را درك كنم.

                                                         حدادعادل در جمع مردم مشكين‌شهر/عكس:عليرضا صوت‌اكبر ايسنا

و اينك كه چند روز از آن روزهاي به ياد ماندني گذشته تصميم گرفتم كه براي آن كه براي هميشه خاطره‌اي از شهر پهلوان رضازاده در ذهنم بماند چند خطي بنويسم.البته بايد بگويم كه روز پنج‌شنبه كه اين قهرمان در دوحه قطر بار ديگر قهرمان شد ما در شهر اردبيل بوديم كه اين مساله نيز براي من جاي بسي خوشبختي دارد.

                                                       رقابت حسين رضازاده درگروه A وزن 105+ كيلوگرم/عكس:سامان اقوامي ايسنا

همه بخش‌ها و برنامه‌هاي اين سفرخاطره انگيز بود به جزء مشاهده مردمي كه ديدن وضعيت زندگي‌شان غمي بزرگ بر دل انسان مي‌نهاد. از آن پيرزني بگوييم كه وقتي فهميد ما از همراهان رييس مجلس هستم به زبان زيباي تركي از دوستم درخواست كرد تا كاغذي به او بدهد تا از مشكلاتش بنويسد و ما آن را به رييس مجلس بدهيم اما وقتي مي‌شنيد كه ما در اين رابطه نمي‌توانيم كاري برايش انجام دهيم ناراحت مي‌شد يا دخترك ساده و معصومي كه جلوچشمان فضول ما براي رييس مجلس نوشت، آقاي حدادعادل سلام. من يك شاعر و نويسنده هستم كه به دليل تنگدستي نمي‌‌توانم شعرها و نوشته‌هايم را چاپ كنم لطفا مرا راهنمايي كنيد. وجود دكه‌هاي كوچكي در كنار محل‌هاي سخنراني حدادعادل براي جمع‌ آوري نامه‌هاي مردم و يا گوني‌هايي كه در برخي از مجالس در دست افرادي براي جمع‌آوري نامه‌هاي مردم كه نه براي دريافت رنجنامه‌هايشان بود صحنه‌هاي دلخراشي ايجاد كرده بود. اما اين مردم خونگرم و زجر كشيده چون كوه در برابر مشكلات  و تنگدستي‌ها ايستاده بوده و اخم به ابرو نمي‌آورند و براي موفقيت مسوولان كشور مدام دعا مي‌كردند.

 

نيازها و مطالبات آنها نه از روي سهم‌خواهي و امتيازخواهي بلكه از روي نياز كه نه، حقشان بود كه درخواست مي‌كردند. حضور مردم روستاها و شهرها در كنار جاده‌هايي كه قرار نبود رييس مجلس در ديار آنها حضور پيدا كند و اين شهرها و روستاها فاصله زيادي از جاده داشتند و هم‌چنين قرباني كردن چندين راس گوسفند و گاو توسط اين مردم مهربان صحنه‌هاي زيبايي از يكدلي و همراهي مردم با مسوولانشان را نشان مي‌داد. ديدن اين صحنه‌ها انسان را به گريه وامي‌داشت و اين كه شاكر خداوند باشيم كه ما را ايراني و درميان مردمي اين چنين با صفا و با محبت آفريد.

 

وقتي در تاريكي شب از كنار روستاها و شهرهاي اردبيل مي‌گذشتيم با خود مي‌گفتم به خدا قسم اگر مردم اين بخش‌ها مي‌دانستند هم‌اكنون رييس مجلسشان در حال عبور از كنار شهر يا روستاي آنهاست در اين تاريكي و سرماي شديد كنار جاده مي‌آمدند و آظهار محبت مي‌كردند. وجود خانه‌هاي گلي و جاده‌هاي بدون آسفالت و پر از گل و لاي بيش از ۸۰ درصد از روستاها و شهرهاي استان اردبيل و پاهاي گلي كودكان و زنان و مردان آنها دلم را به درد آورده بود و يا زماني كه قرار شد در شهرستان گرمي براي شركت در نمازجمعه با ظرف‌هاي آبي كه در كنار ساختماني قرار گرفته بود وضو بگيرم و يا زماني كه در كنار كارخانه ذوب‌آهن اردبيل پاهايم تا موچ در گل فرو رفت و تا امروز نيز آن گل و لاي‌ها را از كفش‌هايم براي يادگاري و اين كه به خود هر لحظه نهيب بزنم كه ناشكر نباش پاك نكرده‌ام با خود گفتم من خود يك بچه شهرستاني هستم اما در طول 26 سال زندگي از تمام امكانات از آب لوله‌كشي گرفته تا آسفالت محل زندگي‌ام و ساير امكانات و موارد مورد نياز برخوردار بوده اما هميشه ناشكري كرده‌ام.

آري اردبيل با آن همه زيبايي و استعداد‌هاي طبيعي و خدادادي باز مردمانش در فقر و محروميت به سر مي‌برند. اميدوارم دفعه ديگر اگر عمري باشد و خدا قسمت كند اگر به استان اردبيل رفتم چهره‌هاي سرمازده مردمي كه از داشتن گاز در مضيقه بودند را شاداب‌تر از امروز ببينم و شاهد آباداني و پيشرفت بيش از پيش اين استان زيبا باشم و مطمينا اين آرزو دور نخواهد بود و روزگاري كلمه محروميت نه تنها از استان اردبيل بلكه از تمام استان‌هاي كشور برداشته خواهد شد و آن روز دير نخواهد بود....

 

                                                         بازديد رييس مجلس از كارخانه ذوب آهن اردبيل/عكس:عليرضا صوت اكبر-ايسنا

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 14:8  توسط زهرا.ح  |