تبليغاتX
طوبي
بي‌احترامي به مقام شهداي سانحه هواپيماي ارتش خشم همكاران را به همراه داشته است.

در حالي كه هنوز جامعه خبرنگاري داغدار دوستان و همكاران بي‌نظير خود است خبرها حاكي از آن است كه برخي مسوولان هنوز به اين باور نرسيده‌اند كه جان باختگان اين حادثه جزو شها هستند تا جايي كه از دفن شهداي خبرنگار اصفهان در قطعه شهداي اصفهان جلوگيري شده است و هيچ كس حاضر به پاسخگويي در اين راستا نيست.

مگر نه اين است كه خداوند عنوان كرده كساني كه در مسير كار خود جانشان را از دست بدهندشهيد محسوب مي‌شود؟ حل اين سوال پيش مي‌آيد كه شهيد از ديد مسوولان كشور كيست؟؟ 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 14:9  توسط زهرا.ح  | 
خدايا چه شده كه دلم به هيچ نحوي آرام نمي‌گيرد. مگر نه اين است كه پيكره سوخته همكاران شهيدم روز گذشته در خاك سرد شهرهاي نكاء و جيرفت آرام گرفت پس چرا دل‌هاي غمناك ما آرام نمي‌گيرد.

                                                    

                                                    

ياد حسن قريب به خير، ياد سلام‌هايي كه زودتر از ما مي‌داد به خير، ياد مظلوميتش، ياد برنامه‌هايي كه تا پاسي از شب گذشته با هم مي‌رفتيم به خير.

چقدر آرام و بي‌صدا كار مي‌كرد. چشمش هميشه پشت لنز دوربين بود و عكس مي‌گرفت.

خدايا چرا دلم آرام نمي‌گيرد؟ چرا دلم مي‌خواهد زار زار گريه كنم؟؟ خدا چرا قريب را نشناخته از ما گرفتي؟                                                  

دست و دلم به كار نمي‌رود. خسته‌ام از اين دنيا، از بي‌وفايي دوستان، و خسته‌ام از خود. زندگي براي من سالهاست كه بي‌ارزش شده است.

و خدايا تو هر روز مرا نسبت به دنيا بدبينانه‌تر مي‌كني. خدايا هر روز داغي بر دلمان مي‌نهي و عزيزانمان را از ما مي‌گيري. خدا چه مصلحتي است در پس اين رنجاندن‌ها و داغ‌ها كه بر دلمان مي‌گذاري؟ نمي‌دانم چه حكمتي است در اين كار؟

خدا چرا حتي نوشتن اين حرف‌ها نيز مرا تسكين نمي‌دهد. مگر نه اين است كه دل با نام تو آرام مي‌گيرد. خدايا شهادت زيبنده همكاران شهيدمان بود ولي چرا ما برشهادتشان اشك مي‌ريزيم. شايد به اين دليل است كه ديگر آنها را نمي‌بينيم. اشك دلتنگي‌ها را تسكين مي‌دهد ولي دل هم‌چنان بي‌قرار از فراق ياران سوخته سفر كرده است. خدايا صبرمان ده كه چاره‌اي جز صبر نيست و دلهاي غمگين و شكسته‌مان را آرام گردان تا ببينيم چه سرنوشتي براي ما در نظر گرفته‌اي؟!!  

 

  مراسم تشييع جمعي از جان‌باختگان سقوط هواپيماي C130 در تهران/مهدي قاسمي   ايسنا مراسم تشييع جمعي از جان‌باختگان سقوط هواپيماي C130 در تهران/عكس:آرش خاموشي ايسنا

تشييع پيكر شهيد حسن قريب و اسماعيل عمراني بردستان‌يارانش/عكس:حامد نوري- ايسنا مراسم تشييع جمعي از جان‌باختگان سقوط هواپيماي C130 در تهران/عكس:آرش خاموشي ايسنا

و چه زيبا فراق دوست را يك دوست اعلام كرد؛(متن پيام دكتر ابوالفضل فاتح )

به نام خدا

چه غريبانه رفت «قريب» ما

يادت به‌خير «حسن»، يادت به‌خير «برادر»

خاكم بر سر، اي كاش جاي تو بودم

«حسن» تمثيل غربت اين نام

و «اسماعيل» كه ناگفته پيداست

«لبيك را فرياد مي‌زند»

باز خبر، حكايت بي‌وفايي دنياست، باور نمي‌كنم

اشك، التهاب جگر را جبران نمي‌كند

باز كوچ، كوچ جمعي از بهترين بندگان خدا

و اين بار عزاي اهل رسانه

بهشت تصوير ثابت آنان و “شهيد” زيبنده نام‌شان است

خداوندا:

فراق ياران بس سخت و طاقت‌فرساست

حال كه ايشان را به لقاء خود فرا خوانده‌اي‏‏،

نوبت ما را نزديك‌تر فرما

                                           آمين يا رب‌العالمين               

                                                           

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آذر 1384ساعت 14:50  توسط زهرا.ح  | 
امروز ۱۶ آذر روز تاسيس ايسناست. امروز قرار داشتيم تا در جشني آغاز ششمين سال كار خود را جشن بگيريم، اما دو نفر از همكارانمان با پرواز به سوي خدا جشنمان را به عزا تبديل كردند.

                                                     خبرنگار و عكاس ايسنا
از سمت راست: اسماعيل عمراني، حسن قريب

حسن قريب عكاس زحمتكش، آرام و مهربان ايسنا از ميانمان غريبانه پر كشيد. دو روز پيش ساعت ۱۷ به بعد در ميدان فردوسي ديدمش. مثل هميشه دوربين به دست دنبال موقعيت خوبي براي عكس گرفتن از هواي آلوده تهران بود. ما پشت چراغ قرمز مدت زيادي مانديم و من با چشم او را دنبال مي‌كرد تا ببينم چه مي‌كند. در آخرين لحظه او را ديدم كه عكسي گرفت و ....

دلم از اين مي‌سوزد كه حتي جنازه‌اش قابل شناسايي نيست. مظلوميت در نگاهش موج مي‌زد. برنامه‌هاي زيادي با او رفته بودم. يك شب دير وقت برنامه بوديم براي آن كه تنها نباشم تا ايسنا همراهيم كرد. در طول مسير حتي يك بار نگذاشت كرايه‌ها را حساب كنم.

و اينك او از ميانمان ناباورانه پركشيد و ما را در ابد داغدار كرد. بچه‌هاي ايسنا مانند يك خانواده به هم وابسته‌اند و نمي‌توانند نبود يكي از دوستان را در ميان خود تحمل كنند اما چاره‌اي نيست جز صبر و تحمل.

آقاي قريب يادت هست به من قول دادي عكسي كه از من گرفتي را برايم در شبكه بگذاري پس چرا به قولت عمل نكردي؟ چرا چرا؟؟

و همكار مهمانمان آقاي عمراني كه به شوق كار در ايسناي تهران از كرمان با هزاران اميد و آرزو انتقالي گرفته بود و تنها يك هفته مهمانمان بود در اين پرواز جان خود را از دست داد. هر چند زياد او را نديده‌ بوديم. اما كساني كه با او كار كرده بودند از صميميت و پاكي دلش سخن مي‌گويند ولي او هم ما را تنها گذاشت و رفت.

شهادت بالاترين درجه رفتن به سوي خداست و قريب و عمراني براي پرواز شهادت را برگزيدند تا مصداق اين آيه شريفه قرآن باشند كه فكر نكنيد كساني كه شهيد  مي‌شوند، مردگانند. آنها زنده‌اند.

           

روحشان شاد و يادشان جاودان 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 11:17  توسط زهرا.ح  |