|
مرا به تنهايي خود براي كمتر از يك ثانيه مهمان كن. مرا بخواه حتي به اندازه ناچيزترين چيزها در برابرت.
تو را به وسعت تمام اقیانوس ها و دریاها، به عظمت كوههاي سربه فلك كشيده، به آسمان آبي كه انتهايش ديده نميشود، به اندازه كرامت و بزرگواري خود و به... سوگند از سر لطف نگاهي بر اين خس زميني كن كه سخت محتاج كرمت هستم. مرا نيز بخواه و نگاهت را از من برمگردان. چرا كه من خود اسير گناه و معصيتم. تو ديگر آزارم نده كه در مرام تو آزار گناه است. مرا از خود دور مكن كه اگر از تو بيش از اين دور شوم راه بازگشتي نخواهم داشت. دستم را بگير چرا كه در كنار پرتگاه ايستاده و هر لحظه ممكن است به پايين سقوط كنم. شايد بگوي اشكالي ندارد،سقوط كن، اما... اما ميدانم كه دلت راضي نميشود اين را بگويي چون تو بزرگتر از آني كه من ميدانم. السلام عليك يا اباصالحالمهدي
+ نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن 1384ساعت 16:16  توسط زهرا.ح
|
|
|